خاطرات مشهد ( 4) : مجتمع تجاری الماس شرق - وصال و پروما
خاطرات مشهد (3) : خونه ی خاله مینا
خاطرات مشهد (2) : زیارت
خاطرات مشهد (1) : قطار و راه آهن
محمد مهدی نازنینم این پنجمین باریه که امام رضا قسمتمون کرد و به خونش دعوتمون کرد تقریبا از بدو تولد تا حالا هر سال یکبار رفتی زیارت امام رضا ، که از این بابت خدا رو شکر میکنم و ممنون دعوتهای امام رضا هستم . تو این پست عکسای راه آهن و قطار رو برات میذارم. راستی تو این مسافرت دوستای خوب من همراهمون بودن ( خاله زهره ، خاله لیلا و خاله سمیه) البته خاله مینا و کیاشا جون هم که ساکن مشهد بودن و برای تولدت اومده بودن پیش ما با ما برگشتن مشهد. اینجا راه آهن زنجانه ، ساعت حرکتمون هشت و نیم شب بود. اینم کیاشا پسرخاله ی شیطونت که با همه چی کار داره اینجا هم یه گربه دیدی و داری بهش نگاه میکنی. ...
ثبت نشدن رای ها در جشنواره و .......
ܓ✿ میلاد یگـانه منجی عـالـم بشریـت مهدی موعـود(عج) مبارکبـاد ܓ✿
سالروز ولادت گل سرسبد هستی آخرين ذخيره الهي یگانه منجی عالم بشریت حضرت بقية الله الاعظم حجته ابن الحسن العسکری مهدی موعود (عجل الله تعالي فرجه الشريف) را به تمامی محبان و منتظران آن حضرت صمیمانه تبریک و تهنیت عرض میکنم. ...
نویسنده :
مامانی
18:34
ما میریم مشهد .............
شرکت محمد مهدی جونم در جشنواره ی نی نی و طبیعت با کد 12
دوستای خوبم اگه مایل باشید به پسر منم رای بدید. ممنونم از لطف همتون کد محمدمهدی جونم : ( 12 ) ...
نویسنده :
مامانی
20:25
شب میلاد امام حسین (ع) و محمدمهدی جونم
امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعف امشب تمام عرشیان بهر زیارت بسته صف امشب که عیدی میدهد بر عاشقان شاه نجف امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف *میلاد نور مبارک* شب میلاد امام حسین (علیه السلام) محمدمهدی جونم یه ذره کسالت پیدا کرده بود و همش حالت تهوع داشت عصری وقتی یه ذره حالش بهتر شده بود تصمیم گرفتم با دایی جون و خاله زهره ببریمش بیرون چون بابایی رفته بود قم برای ماموریت وقتی بهش گفتم چی میخوری برات بخرم تو هم گفتی پیتزا و ساندویچ منم طبق معمول همیشه به حرفت گوش میکنم و با اینکه دلم میخواست برات سوپ و غذا بگیرم بردمت پیتزا خورشید خانم و برات بال سوخاری و پیت...







