*محمد مهدی نازنینم**محمد مهدی نازنینم*، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره
پسرم ازنظرتاریخ قمریپسرم ازنظرتاریخ قمری، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره

خاطرات کودکی محمدمهدی فیضی

چه خوب شد به دنیا اومدی و چه خوبتر شد که دنیای من شدی...........

صاحب چشمانی که آرامش قلب من است و صدایش دلنشین ترین ترانه من است از بودنت برایم عادتی ساختی که بی تو بودن را باور ندارم! چه خوب شد به دنیا اومدی و چه خوبتر شد دنیای من شدی. ...
5 ارديبهشت 1395

عشقم قبل از رسیدن مهمونها

پنج سال پیش … مثل دیروز  بود که پا به این دنیا گذاشتی انگار همین دیروز بود که پاییز و زمستان را پشت سر گذاشتی و خدا یکی از فرشته های زیبا و مهربانش را به این دنیا هدیه داد تویی آن هدیه ی زیبا از طرف خدا برای این دنیا بهار تو را دید و تو شدی آغاز زیباییها بهار تو را دید و تو شدی آغاز شکفتن گلها از همان روز خدا تو را به من داد ، عشق تو را در قلبم مثل رازی پنهان قرار داد سالهایی نیز که تو نبودی اما عشق تو بود قلبم پر از آرامش و عشق و محبت بود میدانستم یکی مثل تو به این دنیا آمده و در راه است ، و این دل من است که خودش میداند و چشم انتظار است لحظه ی به دنیا آمدن تو ، لحظه شکفتن غنچه ا...
5 ارديبهشت 1395

محمدمهدی جونم در حال رفتن به خونه ی بابا جون برای بریدن قربونی روز 13 رجب

چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن ! و چه اندازه شیرین است امروز ... روز میلاد تو  روز تو ! روزی که تو آغاز شدی. دوستت دارم بهترین هدیه ی خدا            ...
5 ارديبهشت 1395